تبلیغات
خدمات وبلاگ نویسان جوان ***عشقدونی داداش روبین و آبجی نگین*** - تنهایی من...!


***عشقدونی داداش روبین و آبجی نگین***

عشق کنار هم ایستادن زیر باران نیست،عشق این است که یکی برای دیگری چتر شود و دیگری هرگز نفهمد چرا خیس نشد

دیگر به خلوت لحظه هایم عاشقانه قدم نمی گذاری،

 

دیگر آمدنت در خیالم آنقدر گنگ است که نمی بینمت.

 

سنگینی نگاهت را مدتهاست که حس نکرده ام.

 

من مبهوت مانده ام که چگونه این همه زمان را صبورانه کذرانده ای؟!

 

من نگاه ملتمسم را در این واژه ها پر کرده ام که شاید...

 

دیگر زبانم از گفتن جملات هراسیده است



نوشته شده در چهارشنبه 17 فروردین 1390 | ساعت 12:24 ب.ظ | توسط Robin*Negin |تنهایی .............؟! |


قالب وبلاگ : فقط بهاربیست